عرفان و شهادت

پیوند میان عشق الهی و کشته شدن در راه معشوق به چه صورتی است؟

در روایات فقط سه بار تعبیر عشق به کار رفته:

۱-افضل الناس من عشق العباده، فعانقها

۲-دیگری بر زبان امیرالمومنین علی علیه السلام چون از سرزمین نینوا می گذشت چشمانش به اشک نشست و درباره آن زمین فرمود:

“قتل فیها مائتا نبی و مائتا سبط کلهم شهداء و مناخ رکاب و مصارع عشاق شهداء”

۳- و سوم و از همه مهمتر در این حدیث قدسی مشهور:

من طلبنی وجدنی من وجد نی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته و من علی دیته فانا دیته

در این حدیث، مراحل عشق الهی و سیر و سلوک عرفانی بیان شده که عبارتند از:

۱- طلب ۲۲- یافتن (جده) ۳- معرفت4- محبت ۵-عشق ۶- شهادت

بدین سان خواست معشوق ازلی، چون جمال بی مثال خود را نمود و دل از کف عاشق ربود، حکم بر وی تعلق گرفت:

جلوه معشوق شورانگیز شد

خنجر عاشق کشی خونریز شد

این معنا به صورتهای مختلف در اشعار عرفانی جلوه گر شده:

ای که از کوچه معشوقه ما می گذری

با خبر باش که سر می شکند دیوارش

در زلف چون کمندش، ای دل مپیچ کانجا

سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

آنچه جان عاشقان از دست زلفت می کشد

کس ندیدست در جهان جز کشتگان کربلا

 

 

ادمین شفیق فکه